بخش ۱۰

ز کرمان کس آمد سوی اصفهان

به جایی که بودند ز ایران مهان

به نزدیک پوشیده‌رویان شاه

بیامد یکی مرد با دستگاه

بدیشان درود سکندر ببرد

همه کار دارا بر ایشان شمرد

چنین گفت کز مرگ شاهان داد

نباشد دل دشمن و دوست شاد