بخش ۳

دلارای چون آن سخنها شنید

یکی باد سرد از جگر برکشید

ز دارا ز دیده ببارید خون

که بد ریخته زیر خاک اندرون

نویسندهٔ نامه را پیش خواند

همه خون ز مژگان به رخ برفشاند

مر آن نامه را خوب پاسخ نوشت

سخنهای با مغز و فرخ نوشت