بخش ۳۳

وزان جایگه شاد لشگر براند

بزرگان بیدار دل را بخواند

همی رفت تا سوی شهری رسید

که آن را میان و کرانه ندید

همه هرچ باید بدو در فراخ

پر از باغ و میدان و ایوان و کاخ

فرود آمد و بامداد پگاه

به نزدیک آن چشمه شد بی‌سپاه