بخش ۳۵

سکندر چو بشنید شد سوی کوه

به دیدار بر تیغ شد بی‌گروه

سرافیل را دید صوری به دست

برافراخته سر ز جای نشست

پر از باد لب دیدگان پرزنم

که فرمان یزدان کی آید که دم

چو بر کوه روی سکندر بدید

چو رعد خروشان فغان برکشید