بخش ۴۶

ازان پس بیامد دوان مادرش

فراوان بمالید رخ بر برش

همی گفت کای نامور پادشا

جهاندار و نیک‌اختر و پارسا

به نزدیکی اندر تو دوری ز من

هم از دوده و لشکر و انجمن

روانم روان ترا بنده باد

دل هرک زین شاد شد کنده باد