بخش ۸

چنان بد که بی‌ماه روی اردوان

نبودی شب و روز روشن‌روان

ز دیبا نبرداشتی دوش و یال

مگر چهر گلنار دیدی به فال

چو آمدش هنگام برخاستن

به دیبا سر گاهش آراستن

کنیزک نیامد به بالین اوی

برآشفت و پیچان شد از کین اوی