بخش ۱۰

وزین سو به دریا رسید اردشیر

به یزدان چنین گفت کای دستگیر

تو کردی مرا ایمن از بدکنش

که هرگز مبیناد نیکی تنش

برآسود و ملاح را پیش خواند

ز کار گذشته فراوان براند

نگه کرد فرزانه ملاح پیر

به بالا و چهر و بر اردشیر