بخش ۱۲

چو آگاهی آمد سوی اردوان

دلش گشت پربیم و تیره‌روان

چنین گفت کین راز چرخ بلند

همی گفت با من خداوند پند

هران بد کز اندیشه بیرون بود

ز بخشش به کوشش گذر چون بود

گمانی نبردم که از اردشیر

یکی نامجوی آید و شهرگیر