غزل شمارهٔ ۵۱

نیست در آبگینه آتش و آب

باده‌شان رنگ می‌دهد، دریاب

باده نیز اندر اصل خود آبیست

کآفتابش فروغ بخشد و تاب

ز آب بی رنگ شد عنب موجود

وز عنب شیره وز شیره شراب

زین منازل نکرده آب گذار

هیچ کس را نکرد مست خراب