غزل شمارهٔ ۷۶

بی تو نکردیم به جایی نشست

با تو نشستیم به هر جا که هست

صورت خوب از چه به گیتی بسیست

چشم مرا مثل تو صورت نبست

لاف نخستین «بلی» می‌زنم

روز نخستین که تو گویی:«الست»

زلف سیه را به ازان می‌شکن

ورنه بسی دل که بخواهد شکست