غزل شمارهٔ ۱۲۹

هم خانه‌ایم، روی گرفتن حلال نیست

ناگفته پرسشی، که سخن را مجال نیست

گفتی: بسنده کن به خیالی ز وصل ما

ما را بغیر ازین سخنی در خیال نیست

گر ماه صورت تو ببیند، به صدق دل

خود معترف شود که: درو این کمال نیست

در پرده‌ای و بر همه کس پرده می‌دری

با هر کسی و با تو کسی را وصال نیست