غزل شمارهٔ ۱۴۳

در فراق تو مرا هیچ نه خوردست و نه خفت

تا تو بازآیی از آنجا که نمی‌یارم گفت

هیچ محتاج گرو نیست، که دل خواهد برد

خم ابروی تو، گر طاق برآید، یا جفت

گر تو خواهی که بدانی: به چه روزیم از تو

روزگاری به شب مات نمی‌باید خفت

ز تمنای تو برخار جفا می‌خفتیم

تا چه گل بود که از هجر تو ما را بشکفت؟