غزل شمارهٔ ۱۵۸

ای عید روزه‌داران ابروی چون هلالت

وی شام صبح خیزان زلف سیاه و خالت

خورشید چرخ خوبی عکس فلک نوردت

ناهید برج شادی روی قمر مثالت

پشت فلک شکسته مهر قضا توانت

روی زمین گرفته عشق قدر مجالت

عمر منی، وفا کن، تا برخوردم ز وصلت

مرغ توام، رها کن، تا می‌پرم به بالت