غزل شمارهٔ ۱۶۲

هر کسی را می‌نوازد لطف و خاطر جستنت

چون به نزد ما رسی، با خاطر آید جستنت

امشبم داغی نهادی از جفا بر دل، کزو

سالها نتوان، اگر روزی بباید شستنت

من ترا میخواهم از دنیا، بهر منزل که هست

ای که منزل در دلم داری ومن در جستنت

سرو بستانی دگر هرگز نرستی از زمین

راستی را گر بدیدی اعتدال رستنت