غزل شمارهٔ ۱۷۶

عشق و درویشی و تنهایی و درد

با دل مجروح من کرد آنچه کرد

آه من شد سرد و دل گرم از فراق

بر سر کس کی گذشت این گرم و سرد؟

مونسم مهرست و صحبت اشک سرخ

علتم عشقست و برهان روی زرد

دیده‌ای دارم درو پیوسته آب

چهره‌ای دارم برو همواره گرد