غزل شمارهٔ ۱۸۳

نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد

کو چو لبت پسته‌ای به قند بر آرد

صید چو آن زلف چون کمند ببیند

پیش رود، سر به آن کمند برآرد

بر چمن و سبزه آفتی مرسادش

باغ، که سروی چنین بلند بر آرد

پیش من آن خاک پر ز لعل، که روزی

گرد خود از نعل آن سمند بر آرد