غزل شمارهٔ ۱۹۹

به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد

همیشه جور کنی و آشکاردانی کرد

ز طره غالیه بر یاسمین توانی برد

به شیوه معجزه با خنده یار دانی کرد

چو باد اگرچه گذر می‌کنی بهر سویی

به سوی ما نه همانا گذار دانی کرد

اگر مراد دل خود طلب کنیم از تو

مراد دشمن ما اختیار دانی کرد