غزل شمارهٔ ۲۲۴

تا رسم جگرخواری پیش تو روا باشد

عشق ترا مشکل کاری به نوا باشد

شمشماد همی لرزد چون بید ز بالایت

بالای چنین، رعنا در شهر بلا باشد

زین‌سان که گریبانم بگرفت غم عشقت

این خرقه که می‌بینی یک روز قبا باشد

من میکنم آن طاعت کز بنده سزد، لیکن

شرطست که نگریزی، گر روز جزا باشد