غزل شمارهٔ ۲۳۲

مستیم و مستی ما از جام عشق باشد

وین نام اگر بر آریم، از نام عشق باشد

خوابی دگر ببینیم هر شب هلاک خود را

وین شیوه دلنوازی پیغام عشق باشد

بی‌درد عشق منشین، کندر چنین بیابان

آن کس رود به منزل کش کام عشق باشد

درمان دل نخواهم، تا درد مهر هستم

صبح خرد نجویم، تا شام عشق باشد