غزل شمارهٔ ۲۴۴

با عارض و زلفت قمر و قیر چه باشد؟

پیش لب و رویت شکر و شیر چه باشد؟

در خواب سر زلف تو می‌بینم و این را

جز رنج دل شیفته تعبیر چه باشد؟

گویند که: آشفته و زنجیر ولی ما

آشفته چنانیم که زنجیر چه باشد؟

صوفی اگر آن روی نبیند بگذارش

کان مرغ ندانست که: انجیر چه باشد؟