بخش ۱۴

چو سال اندر آمد به هفتاد و هشت

جهاندار بیدار بیمار گشت

بفرمود تا رفت شاپور پیش

ورا پندها داد ز اندازه بیش

بدانست کامد به نزدیک مرگ

همی زرد خواهد شدن سبز برگ

بدو گفت کاین عهد من یاددار

همه گفت بدگوی را باددار