غزل شمارهٔ ۲۸۰

کیست کز آن بت بمن خبر برساند؟

گر نبود نامه‌ای، زبر برساند

گرم روی کو؟ که پیش این نفس سرد

خشک سلامی به چشم تر برساند

بوسه دهم آستین آنکه سر من

باز بر آن آستان در برساند

باد تواند درو رسید، سلامش

من برسانم به باد، اگر برساند