غزل شمارهٔ ۲۸۷

اول فطرت که نقش صورت چین بسته‌اند

مهر رویت در میان جان شیرین بسته‌اند

زان نمکدان لب شیرین شورانگیز تو

دانهٔ خال سیه بر قرص سیمین بسته‌اند

تا کسی از باغ حسنت شاخ سنبل نشکند

زنگیان زلف تو بر ماه پرچین بسته‌اند

جز به چشم ترک مستت خون مردم کس نریخت

تا بنای کفر را در چین و ماچین بسته‌اند