غزل شمارهٔ ۳۰۴
در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند
هزار نامه به نقش هوس سیاه کند
ز حسرت رسن زلف و چاه غبغب او
نه طرفه گر دل من رغبت گناه کند
به هجراو دل من غیر ازین نمیداند
که روز و شب بنشیند، فغان و آه کند
برفت و در پی او آن چنان گریستهام
کز آب دیدهٔ من کاروان شناه کند