غزل شمارهٔ ۳۰۵

یار آن کسی بود که به کارت نگه کند

باری نگه کنی، دوسه بارت نگه کند

گاه دعا به نالهٔ زیرت چو گوش کرد

روز بلا به گریهٔ زارت نگه کند

روزی اگر ترا به میان در کشد غمی

دستی بگیرد و ز کنارت نگه کند

بار کسی بکش، که ز پای ار بیوفتی

باری به اوفتادن بارت نگه کند