غزل شمارهٔ ۳۱۷
گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
او را چو قبله کعبهٔ هر کشوری کنند
از حیرت جمال تو در چشم عاشقان
چندان نظر نماند، که بر دیگری کنند
بیزیوری چو فتنهٔ شهرست روی تو
خود رستخیز باشد ارش زیوری کنند
برگشتن از حضور تو ممکن نمیشود
بگذار تا بکشتن من محضری کنند