غزل شمارهٔ ۳۲۴
همیشه تا تن من برقرار خواهد بود
به کوی عشق دلم را گذار خواهد بود
سرم به خاک بپوسید و آتش غم دوست
در استخوان تن من به کار خواهد بود
بتا، بدور غم خویش کشته گیر مرا
جنایت تو اگر زین شمار خواهد بود
ز بهر کشتن من چرخ تیز میبینم
که باستیزهٔ چشم تو یار خواهد بود