بخش ۲

برو نیز بگذشت سال دراز

سر تاجور اندر آمد به گاز

یکی پور بودش دلارام بود

ورا نام بهرام بهرام بود

بیاورد و بنشاندش زیر تخت

بدو گفت کای سبز شاخ درخت

نبودم فراوان من از تخت شاد

همه روزگار تو فرخنده باد