غزل شمارهٔ ۳۴۳

غیر ازو هر چه هست بازی بود

ما و من قصهٔ مجازی بود

زود بگذر، که اصل ذات یکیست

وین صفت‌ها بهانه‌سازی بود

تو ز دستش بداده‌ای، ورنه

دوست در عین دلنوازی بود

نفس کافر ترا ازو ببرید

هر که او نفس کشت غازی بود