پادشاهی نرسی بهرام

چو نرسی نشست از بر تخت عاج

به سر بر نهاد آن سزاوار تاج

همه مهتران با نثار آمدند

ز درد پدر سوکوار آمدند

بریشان سپهدار کرد آفرین

که ای مهربانان باداد و دین

بدانید کز کردگار جهان

چنین رفت کار آشکار و نهان