غزل شمارهٔ ۳۶۲

گر آن کاری که من دانم بر آید

بهل تا در وفا جانم برآید

من آن ایام دولت را چه گویم؟

که گوی او به چوگانم برآید

کدامین مور باشم من؟ که روزی

سخن پیش سلیمانم برآید

شکار آهویی زان گونه وحشی

عجب کز شست و پیکانم برآید!