غزل شمارهٔ ۳۷۱

دلی که در سر زلف شما همی آید

به پای خویش به دام بلا همی آید

بر آستان تو موقوفم، ای سعادت آن

کز آستان تو اندر سرا همی آید

نشانه جز دل ما نیست تیر چشم ترا

اگر صواب رود ور خطا همی آید

اگر بر تو به پا آمدم مرنج، که زود

به سر برون رود آن کو به پا همی آید