غزل شمارهٔ ۳۷۲

دل می‌برد امشب ز من آن ماه، بگیرید

دزدست و شب تیره، برو راه بگیرید

اندر پی او آه منست آتش سوزان

گر شمع فرو میرد، ازین آه، بگیرید

گردن نکند نرم به فریاد و به زاری

او را ز چپ و راست با کراه بگیرید

ناگه دل من برد، چو آگه شدم، او را

آگاه کنید از من و ناگاه بگیرید