غزل شمارهٔ ۳۷۴

نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید

گل به باغ آمد و دردش به دوایی برسید

عمر بلبل چو وفا کرد به دوری بنمرد

تا ز پیوستن گل بوی وفایی برسید

گل چه پیراهن زر دوخته بر داد بباد؟

کز میان غنچهٔ مسکین به قبایی برسید

هر که بر بوی گل و نالهٔ بلبل سحری

در چمن رفت، به برگی و نوایی برسید