غزل شمارهٔ ۳۸۴

هر دم برم به گریه پناه از فراق یار

آه! از جفای دشمن و آه از فراق یار!

نشگفت! اگر شکسته شوم در غمش، که هست

بارم چو کوه و روی چو کاه از فراق یار

تا آن دو هفته ماه ز من دور شد، شدست

روزم چو هفته، هفته چو ماه از فراق یار

چون جان به لب رسید و دل از غم خراب شد

تن نیز گو: ممان و بکاه از فراق یار