غزل شمارهٔ ۳۸۹

هیچ نقاشی نیامیزد چنین رنگ، ای پسر

از تو باطل شد نگارستان ارژنگ، ای پسر

روی سبز ارنگت اندر حلقهٔ زلف سیاه

سرخ رویان را ببرد از چهره‌ها رنگ، ای پسر

زخم تیر غمزهٔ آهن شکافت را هدف

سینه‌ای می‌باید از فولاد، یا سنگ، ای پسر

گر چه می‌دانم که: حوران بهشتی چابکند

هم نپندارم که باشند این چنین شنگ، ای پسر