بخش ۷

چو بر زد سر از برج شیر آفتاب

ببالید روز و بپالود خواب

به جشن آمدند آنک بودی به شهر

بزرگان جوینده از جشن بهر

کنیزک سوی چاره بنهاد روی

چنانچون بود مردم چاره‌جوی

چو ایوان خالی به چنگ آمدش

دل شیر و چنگ و پلنگ آمدش