بخش ۸

ببود آن شب و خورد و گفت و شنید

سپیده چو از کوه سر بر کشید

چو زرین درفشی برآورد راغ

بر میهمان شد خداوند باغ

بدو گفت روز تو فرخنده باد

سرت برتر از بر بارنده باد

سزای تومان جایگاهی نبود

به آرام شایسته گاهی نبود