غزل شمارهٔ ۴۶۲
خیز، که در میرسد موکب سلطان گل
چارهٔ بزمی بساز، تا بنهی خوان گل
گل دو سه روزی مقام بیش نگیرد به باغ
این دو سه روزی که هست جان تو و جان گل
طفل ریاحین مکید شیر ز پستان ابر
بلبل شوریده دل شد به شبستان گل
زود ببینی چو من فاخته را در چمن
ساخته آوازها بر لب خندان گل