غزل شمارهٔ ۴۷۱

ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام

بندهٔ قد خوش و رفتار چالاک توام

قرص خورشیدی، که چون بر رویت اندازم نظر

روشنایی باز می‌دارد ز ادراک توام

فارغ از حال دل آشفتهٔ‌زار منی

فتنهٔ خال رخ خوب طربناک توام

بر سر کوی تمنای تو از نزدیک و دور

هر کسی را آبرویی هست و من خاک توام