غزل شمارهٔ ۴۷۲

من چو همین حرف الف دیده‌ام

حرف دگر زان نپسندیده‌ام

هر چه نه از پیش الف شد روان

همچو الف بر همه خندیده‌ام

هیچ ندارد الف عاشقان

هیچ ندارم، که نترسیده‌ام

چون ز الف شد همه حرفی پدید

من همه دیدم، چو الف دیده‌ام