بخش ۱۶

ز شاپور زان‌گونه شد روزگار

که در باغ با گل ندیدند خار

ز داد و ز رای و ز آهنگ اوی

ز بس کوشش و جنگ و نیرنگ اوی

مر او را به هر بوم دشمن نماند

بدی را به گیتی نشیمن نماند

چو نومید شد او ز چرخ بلند

بشد سالیانش به هفتاد و اند