غزل شمارهٔ ۵۳۶

سخن بگوی چو من در سخن نمی‌باشم

که در حضور تو با خویشتن نمی‌باشم

چو بوی پیرهنت بشنوم ز خود بروم

چنان که گویی در پیرهن نمی‌باشم

به وقت دیدنت ار در دعا کنم تقصیر

ز من مگیر، که آن لحظه من نمی‌باشم

مرا اگر چه بسی عیب هست، شکر کنم

که در وفا چو تو پیمان‌شکن نمی‌باشم