غزل شمارهٔ ۵۷۶

تا کی به در تو سوکوار آیم؟

در کوی تو مستمند و زار آیم؟

گر کار مرا تو غم رسی روزی

غم نیست، که عاقبت به کار آیم

وقتی که ز کشتگان خود پرسی

اول منم آنکه در شمار آیم

چون دست برآوری به خون ریزی

هم من باشم که: پایدار آیم