بخش ۴

جز از گوی و میدان نبودیش کار

گهی زخم چوگان و گاهی شکار

چنان بد که یک روز بی‌انجمن

به نخچیرگه رفت با چنگ زن

کجا نام آن رومی آزاده بود

که رنگ رخانش به می داده بود

به پشت هیون چمان برنشست

ابا سرو آزاده چنگی به دست