غزل شمارهٔ ۶۲۰

از تو میسر نشد کنار گرفتن

پیش تو داند دلم قرار گرفتن

کعبهٔ من کوی تست و حج دل من

حلقهٔ آن زلف تابدار گرفتن

گر ز دل من به گرد غصه برآری

از تو نخواهد دلم غبار گرفتن

عشق ترا نیک می‌شمردم و بد شد

جهل بود کار عشق خوار گرفتن