بخش ۹

بدو گفت موبد که ای شهریار

بگشتی تو از راه پروردگار

تو گفتی که بگریزم از چنگ مرگ

چو باد خزان آمد از شاخ برگ

ترا چاره اینست کز راه شهد

سوی چشمهٔ سو گرایی به مهد

نیایش کنی پیش یزدان پاک

بگردی به زاری بران گرم خاک