غزل شمارهٔ ۶۸۷

گر دهد یارت امان ایمن مشو

ور ببخشاید، به جان ایمن مشو

آن زمان کت گوید: ای من جمله تو

جمله مکرست، آن زمان ایمن مشو

روی او را گر ببینی آشکار

باز خواهد شد نهان، ایمن مشو

گر کنارت، گوید: از زر پر کنم

تا نبندی در میان، ایمن مشو