غزل شمارهٔ ۶۹۲
ای جان من ز هجر تو در تن بسوخته
صد دل ز مهر روی تو بر من بسوخته
سنگین دل تو در همه عمر از طریق مهر
بر حال من نسوخته و آهن بسوخته
هردم ز غصه، چیست نگویی مراد تو؟
زین ناتوان عاشق خرمن بسوخته
بیچهرهٔ چو شمع تو در خلوت تنم
دل را چراغ مرده و روغن بسوخته