غزل شمارهٔ ۶۹۷

کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته

مرا به عشق تو آوازه در جهان رفته

به خون دیده ترا کرده‌ام به دست، ولی

ز دست من سر زلف تو رایگان رفته

همیشه قد تو با سرکشی قرین بوده

مدام زلف تو با فتنه هم عنان رفته

گل از شکایت آن جورها که روی تو کرد

هزار بار بنزدیکت باغبان رفته